
به من معني عشق روتویاددادی … به من یاددادی که دوست داشتن
چه رنگیه! قصه عشق رو برام خوندي و كلمه دوست داشتن رو برام
معنا كردي…به من درس عشق رو ياد دادي ،هرچندکه من خیلی
شاگرد قوی ای نبودم تمام سختي ها و غصه هاي عشق رو توی
گوشم زمزمه كردي ، و منو عاشق خودت كردي! حالا من معناي
واقعي عشق رو از تو ياد گرفته ام و میخوام به اون چيزايي كه بهم
یاددادی عمل كنم و با عمل كردن به اونا تا قیامت عاشقت بمونم…
عشق براي من خيلي بي معنا بود ، عشق برام زودگذر و پوچ بود
اما تو با داستاني كه از خودت برام ساختي و خوندي معناي واقعي
عشق رو بهم یاددادی… به تو افتخار ميكنم اي عشقم كه به زيبايي
هر چه تموم تر عشق رو برام تعريف كردي… تو با عشق ورزيدن و
ابراز دوست داشتنت نسبت به من منو به حال و هواي ديگه ای بردي
و منو تسليم عشق و دوست داشتن خودت كردي و منم هيچ حرفي در
مقابل اين دوست داشتن و عشق پاكت نزدم و نخواهم زد حتی مقابل
عشق پاكت سجده هم میکنم… حالاراحت میتونم بالای قله های
خوشبختی فریاد بزنم که:
آهاي عاشقا ، من يافتم یافتم یافتم ! …
اون عشق گمشده اي كه همه به دنبالش بوديم رو من براي خودم پيدا کردم
آهاي عاشقا اين عشقي كه من پيدا كردم حتی نمونه ای هم توی
دنیا نداره نداره نداره
آهاي عشق من ، تمام عاشقا رو تو سرزمين عشقت جمع ميكنم تا به
عالم بفهمونم که ذره ای از صفای تورو با تمام هستی عوض نمیکنم
ذره ای از مهربونیات رو به عالمی نمیفروشم
دستای گرمت رو با عاشقانه ترین محبتها هم تعویض نمیکنم
من میخوام به همه بگم که تو تک ستاره ی قلب منی
میخوام غرور سنگیمو بشکنم و به همه بگم:
انقدردوستت دارم که به خاطرت تمام عمر صبر کنم
انقدر دوستت دارم که حلقه ی عشقت رو دستم کنم بی اونکه خودت بدونی
انقدر دوستت دارم که بوی پیرهنت رو به هیچ جواهری توی دنیا
عوض نکنم
انقدر دوستت دارم که بخوام تو لحظه لحظه و ثانیه به ثانیه ی عمرم
حضور داشته باشی
انقدر دوستت دارم که شبها به خاطر دوری از تو گریه کنم
انقدر دوستت دارم که ..........................
اشتباه نکن
تا دنیا دنیاست
تا عمری دارم
تا خون توی رگهام جاریه
قلبم به عشق و به نام تو میزنه
تویی که توی تارو پود وجودم جای داری
برای همیشه عاشق چشمای مهربون و دستای گرمت میمونم
دوستت دارم
+ نوشته شده توسط سیما در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت
2:21 |