
اي مرغ آفتاب
با خود مرا ببر به دياري كه همچو باد
آزاد و شاد پاي به هر جا مي توان نهاد
گنجشك پر شكسته ي باغ محبتم
تا كي در اين بيابان سر زير پر نهم؟
با خود مرا ببر به چمنزارهاي دور
شايد به يك درخت رسم نغمه سردهم
من بي قرار و تشنه ي پروازم
تا خود كجا رسم به هر آوازم
اما بگو كجاست؟
آنجا كه زير بال تو در عالم وجود
يك دم به كام دل
اشكي توان فشاند
شعري توان سرود؟
+ نوشته شده توسط سیما در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت
23:17 |

