من گذشتم و گذشت آنچه تو با من کردي...
برو، اما !!!
مطمئن باش
ضربه ات کاری بود و دلم سخت شکست ...
و چه زشت ،
به من و ساد گی ام خنديدی...
به من و عشقی پاک ،
که پر از ياد تو بود ...
و به يک قلب يتيم که خيالم می گفت ،
تا ابد جای توخواهد بود ...
تو برو،
برو تا راحتتر تکههاي دل خود را آرام سر هم بند زنم.
+ نوشته شده توسط سیما در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت
23:15 |

