تبليغاتX
هم قفس -
 

ای دل اين آخرين حرفها را برايت می نويسم
ديگر فرصتی نيست
پنجره را بايد بست
پرده را بايد کشيد
قلم را بايد شکست
بايد از عروسک دل بريد
بايد از اين ديار خشک
رخت خود را بربست
ديگر برای سکه ای عشق
دست نگاهم را
پيش درگاه نگاهی خالی از احساس
به گدايی نخواهم برد
برای چند قطره محبت
پيش سقايی فقط زيبا
پيک خواهش نخواهم داشت
دُر پُر بهای دلم را
به رهزنان کوی دلبری
نخواهم باخت
رخت خيس خستگی را
بر طناب آن رفاقت
کز سنگينی خويش می نالد
نخواهم انداخت
و در حجم نگاه شوخ تو
بر دلم چوب حراج نخواهم زد
و سر آخر قصه‌گوی قصه عشقت، قصه سنگ شدن

 

 

+ نوشته شده توسط سیما در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 23:18 |